[باران , ]

فریاد من همه گریز از درد بود
چرا که من در وحشت انگیزترین شبها آفتاب را
به دعائی نومیدوار طلب کرده ام
تو از خورشیدها آمده ای از سپیده دم ها آمده ای
تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای
در خلئی که نه خدا بود نه آتش
نگاه و اعتماد تو را به دعائی نومیدوار طلب کرده بودم
شای تو بی رحم است و بزرگوار
نفست در دست های خالی من ترانه و سبزی است
من بر می خیزم!
چراغی در دست , چراغی در دلم
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ای برابرآینه ات می گذارم
تا با تو ابدیتی بسازم.


نوشته شده توسط ساسان در پنجشنبه 13 تیر 1387 و ساعت 11:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[باران , ]

www.hamtaraneh.com

« روز مبادا »

 

وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند،
نه باید ها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم
باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم،
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند
شاید امروز نیز روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند،
نه باید ها
هر روز ِ بی تو روز مباداست
آینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند
آینه ها که دعوت دیدارند
دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار
دیوارهای صاف
دیوارهای شیشه ای شفاف
دیوارهای تو
دیوارهای من
دیوارهای فاصله بسیارند
آه! دیوارهای تو همه آینه اند
آینه های من همه دیوارند


نوشته شده توسط ساسان در جمعه 10 اسفند 1386 و ساعت 07:02 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 10 اسفند 1386 و ساعت 07:02 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[باران , ]

میان آنان که برای دعای باران راهی تپه ها می شوند.....

تنها آنان که با خود چترمی برند.........

به کار خود ایمان دارند...!

قطار می‌رود...

تو می‌روی...

تمام ایستگاه می‌رود...

و من

چقدر ساده‌ام كه سالهای سال

در انتظار تو...

كنار این قطار رفته ایستاده‌ام...

و همچنان به نرده‌های ایستگاه رفته تكیه داده‌ام...!



نوشته شده توسط ساسان در جمعه 30 آذر 1386 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در جمعه 30 آذر 1386 و ساعت 12:12 ب.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

دو تا یادگاری که منو یاد ....... :(( [باران , ]

خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو

سجده بر عشقت می زنم منجی جاودانه شو

ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم

ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم

اگه نوبت خزونه بهار مال دیگرونه

یه روز تو عزیز من میرسی به من زندگیم همونه

خدا کس بی کسونه خدا خوب و مهربونه

خدا اخرش یه روز تو عزیزم و به من می رسونه



نوشته شده توسط شیدا در سه شنبه 29 آبان 1386 و ساعت 08:11 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[باران , ]

كاش ما را با عزیزان آشنایی ها نبود، یا اگر بود این همه درد جدایی ها نبود
كی روا باشد زغن در باغ و بلبل در قفس، كاش در كار بشر این ناروایی ها نبود
خنده های آشنایی گریه ها دارد ز پی، ای خدا چون بود اگر این آشنایی ها نبود
خانه جان من وتو پرتو مهتاب داشت، گر در این آینه زنگ بی صفایی ها نبود
ناز معشوق از نیاز عاشقان بالا گرفت، ورنه پاداش محبت بی وفایی ها نبود
خودپسندی قطره را از وصل دریا دور كرد، سر سبز حق می شد اگر خوستایی ها نبود
 
 
نمی دانم چه می خواهم خدایا، به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من، چرا افسرده است این قلب پرسوز
ز جمع آشنایان می گریزم، به كنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها، به بیمار دل خود می دهم گوش
گریزانم از این مردم كه با من، به ظاهر همدم و یكرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت، به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم كه تا شعرم شنیدند، برویم چون گلی خوشبو شكفتند
ولی آن دم كه در خلوت نشستند، مرا دیوانه ای بدنام گفتند
دل من ای دل دیوانه من ، كه می سوزی از این بیگانگی ها
مكن دیگر ز دست غیر فریاد، خدا را بس كن این دیوانگی ها


نوشته شده توسط ساسان در شنبه 7 مهر 1386 و ساعت 02:09 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 7 مهر 1386 و ساعت 02:09 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

bye [باران , ]

به نام آن که اشک را آفرید تا سرزمین داغ جدایی آتش نگیرد
 
در من هزار حرف نگفته                                                         
                            هزار درد نهفته                                                         
                                          هزاران هزار دریا هر لحظه در طپیدن و طغیانند  ... 
 
 من ترانه هایم را از بوی نارنج گس کرده ام و با بندینکی از جنس برگ موز گیسوی دختر شب را می بافم ٬ من در نبودنت نشانه ای میابم و هرگز برای خواندن نماز وعده ٬ بهانه ای نمی گیرم
تنها شاید میان قرار هایمان آسمان بود که پر حرفی می کرد ٬ شبی به وسعت کرانه ای از رعد و برق و صاعقه تنها من و تو چند پیام کوتاه ٬ این قصه ی تکیده در ریسمان مرد ماهی گیر انگار سال هاست که بورانه ای نمی بیند
گریه کردم                                                             
گریه کردم                                             
اما دردم و نگفتم                                  
تکیه کردم به غرورم                              
                            تا دیگه از پا نیفتم                        
 
درد ما که یکی دو تا نیست ٬ ما صاحب سبکیم ٬ ما سایه هایمان را پیاپی در صحنه ی بی گریز زندگی افسون نموده ایم و دست دخترک همسایه را لمس کرده ایم
انگار همین دیروز بود ٬ روزی که برکه را برای ماهی شدن ترک می کردی و من برای هر قطره ی دریا انبوهی از حسرت می شدم ٬ یک حسرتی انباشته از اندوه
هر ترانه خاطره ای دیگر
       هر عشق یک ترانه ی بیدار است
 
شب پشت پلک های من سنگین تر از همیشه است ٬ چشمانم مانند شب بو های وحشی باغچه ی مامان در تکاپوی یک دقیقه اند .. یک ثانیه یا باز هم یک بهانه ی کوچک
مادر مرا به یاد روز های خوب بچگی می خواند و من در انتهای یک لحظه می فهمم اینجا برای ادامه ی یک سرنوشت زبر است
من همونم که یه روز " می خواستم دریا بشم
                              می خواستم بزرگ ترین دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
               تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم تا به فردا برسم ... آه ...
 
صدا های کودکی ٬ ترانه هایی که فقط گوش می کردیم و هیچ گاه قرار نبود بیان گرمان باشند ٬ قرار نبود دست به دامانشان شویم و در تنهاییمان از آن ترانه های فقط زیبا کمک بگیریم
اکنون وقتی است که سنگ روی سنگ نمی ماند ٬ قمر در عقرب است
شب من پنجره ای بی فردا
روز من ٬ قصه ی تنهایی ها
مانده بر خاک و اسیر ساحل
ماهی ام ٬ ماهی دور از دریا
 
شاید کسی که مرا دیده برای من نمی خندد اما کسی که می خندد حتما مرا نمی بیند - یرمیس
سرد بود ! عشق لالایی بارون تو شباس " نم نم بارونه پشته شیشه هاست
خاطره انگیز بود !
دیگر برای چیز هایی شبیه عشق ٬ علاقه یا اعجاز
                                                                 جایی نیست ...
بویی از شهوت تند یک دختر و برجستگی هایی که لمس خواهم کرد ٬ سال سیاه که نماز ندارد " تو خود خوب می دانی که من بی وضو هستم و دیگر زمانی برای غسل دادنم نمانده است ..
روی دیوار ٬ تشنه تر از همیشه ٬ در هم گره خورده اند و با هم یکی شدند !  مانند روز های اول آشنایی دو نبض ٬ چشمان بی گناهی که از دیدن زشت ترین زیبایی زمین می ترسیدند ٬ ای کاش برایم سخنی بود ٬ حرفی بود ٬ بیانی بود ...
 
 
گر حال تو همچون من آشفته خراب است ٬ گر خواهش دل های من و تو بی جواب است
ای وای به حال هر دوی ما " ای وای به حال هر دوی ما
هنوز هم نمی توان صدای ذره ذره ریختنم را ٬ شکستنم را شنید و من هنوز هم نخواهم نشان داد که در تنهایی ملموس شبپره مانندم کیست که موهایش را شانه می زند و آن دختری که رو به آینه ایستاده از کجای این شهر پراز نقاب بر خواسته
هنوز هم منم کسی که صد نقاب ساخت و صد نقاب را فروخت و باز برایش سفارش نقاب آورده اند
 
در همه جای این زمین " همنفسم کسی نبود
زمین دیار غربت است " از این دیار خسته ام
از این دیار خسته ام

 



نوشته شده توسط ساسان در یکشنبه 1 مهر 1386 و ساعت 11:09 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 1 مهر 1386 و ساعت 11:09 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

ما اسیر فاصله هاییم ... [باران , ]

 // بنام نامی نامی که نامش نامی نامهاست //

 

این بار تو رفتی ، رفتی در ابهام در سایه ها ...

فاصله ها چه می کنند با ما ؟؟؟

تو را از من جدا می کنند ، هر  ثانیه دورتر و دورتر ....

اما نه ، هیچ چیز نمی تواند یادت را از من بگیرد ...

 من نمی گذارم ، هیچ وقت ... حتما راهی هست مگر نه ؟؟؟

وجود نازنینت از من دور است اما با منی ... همیشه با منی ... من نیز با توام تا ابد ... هستم کنارت ، تا نفس هست کنارت هستم ...

نازنینم ، هستم تو هم باش ...

تو در منی و من در تو ... من و تو ، ما هستیم . مرا در خود جستجو کن حتما می یابی ، آنچنان که من تو را در خود می یابم ...

تو در من جریان داری در من مثل خون ...

تو با هر تپش قلب من نجوا می شوی ...

 من با تو زنده ام مثل نفس ...

گر چه کم کم دور می شوی از من ... اما من به تو نزدیکم ، می بینی  ؟ احساس می کنی مرا ؟

من حضور تو را حس می کنم و اغوش گرمت را ...

این غریبه از دوری تو دلتنگ است ...

کاش باشی تا برایت بگویم ناگفته هایم را ...

ناگفته های یک غریبه ... خاطرات یک مرده که بی تو ...

-- غریبه ی تنها M --



نوشته شده توسط شیدا در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

مادر [باران , ]

در باز شد

من در هیجان بی انتهای یک خواب بودم

سایه ای لغزید

چهره ای پیدا شد

مرگ را میشد دید

چهره اش پیدا بود

نور را جستجو می کردم

غافل از تاریکی خواب

صورتش را دیدم

وه چه زیبا لحظه ای بود آن دم

در سکوت تلخ اتاق

نور را میشد دید

مادرم را دیدم

روی دستانش نور

چهره اش غرق دعا

با دو دستش تسبیح نور را می چرخاند

خواهرم کنج اتاق زیر لب

با خدا گفتگو ها می کرد

من شتابان پی نور

ثانیه ها از پی من

نور گاهگاهی چشمکی میزد

راه را گم کردم

باز در تاریکی محض

 نور را جستجو می کردم

مادرم را دیدم

چهره اش خندان بود

عاقبت من نور را گم کردم



نوشته شده توسط ساسان در جمعه 12 مرداد 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 12 مرداد 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

مرگ یک عاشق ...

Happy BirthDay

نازنینم ، میلادت مبارک ...

L0VE=\/\/ & (-)$

نفرین به این فاصله ها ...

دو تا یادگاری که منو یاد ....... :((

تقدیم به تو تا همیشه

bye

در کویر خاطرم بمان ، بی تو نمی توانم ، افتاب باش و مرا جانی دوباره بده ...

ما اسیر فاصله هاییم ...

نترس از هجوم حضورم چیزی جز تنهایی با من نیست ...


صفحات وبلاگ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

شیدا(12)
ساسان(6)

موضوعات

باران (8)
حرفای دل من (4)
خاطرات یک مرده (6)

آرشیو

  مهر 1387 (1)
  مرداد 1387 (1)
  تیر 1387 (2)
  اردیبهشت 1387 (1)
  اسفند 1386 (2)
  آذر 1386 (1)
  آبان 1386 (1)
  مهر 1386 (3)
  شهریور 1386 (2)
  مرداد 1386 (4)


لینکستان

دست نوشته های آخرین دیوانه ...

دل نوشته های روزهای دلتنگی ( حمید )

استاد بزرگ رپ فارسی ( محمد صادق )

نگارستان ( وحید .سهرابی )

پروانه شب ( فاطیما )

کلبه ی دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد ( آلاد )

سرگذشت غمگین من (سایه لبخند تو ) ( محمد رضا )

گالری دوستی گل ( jassi )

تقدیم به تمام عاشقان ( مسعود هاشمی )

عشق خاموش ( امیر یکتا )

باران عشق ( فرناز )

حواریون ( غزاله )

رویداد ( افشین )

عشق قشنگه وقتی که با تو هستم ( علی )

عشق ( عاشق )

صفای اشک وفای غم ( ماندانا )

رویای خیس ( حانیه و صنم )

اینترنت رایگان ‌( مهرداد )

:: :: ( محمد )

دوستی گل ( jassi )

رویداد ( افشین )

میم مثه مهربونی ( سامان )

نگین سبز ( مهدی )

هرچی فکرشو بکنی در بازار سیاه پیدا میشه ( جلال )

برگــــــــــــــــــــــرد ( فرشید )

خلوت تنهایی ( سعید )

جوکستان ( عباس )

تک ستاره ( هنگامه )

حرفای دل ( مهدی )

هک کردن سایت ها و سرور ها ( آرین )


لینکدونی

پیمان تپلی ( پیمان ) (-)
درد دل ( محمد جواد ) (-)
*تنهای بی سنگ صبور* ( بی سنگ صبور ) (-)
جیگر = کامران و هومن ( هنگامه و غزاله ) (-)
وبلاگ. عشقی. اس ام اس . عکس . جوک ( فروغ ) (-)
جواهری بهاری ( فروغ ) (-)
برای چشم خاموشت ( نجوا ) (-)
.:پرتال موزیک سانگستان ایرانیان:. ( پویا ) (-)
مادر ( کیومرث ) (-)
در هم ( شاهین و پویا ) (-)
آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





sehreshab.Mihanblog.com