"" بنام تنها پناه بی پناهان کویری ""

حال غریبی دارم ... حسی عجیب وجودم را در بر گرفته است ...
چه کسی می تواند حال غریب یک غریبه ی تنها را حس کند .
چه کسی می تواند وسعت تنهایی مرا بفهمد و به تشویش من پایان دهد ، که می تواند ؟ چرا کسی نمی فهمد حال مرا ! ؟
کاش می فهمیدی که این غریبه بهانه ی تو را می گیرد
ای تمام وجود من ...
تو را در تک تک ناب ترین لحظه هایم می یابم اما ...
خیال تو هم مرا بس است . باور کن که دوستت دارم ...
باور کن که خیالم سرشار از تو است و لحظه هایم سرشار از عطر تو ...
چشمانم فقط تو را می بینند و قلبم فقط جای تو است فقط تو ...
خدایا کمکم کن ، کمکش کن ، خدایا تو را می خواهد ، تو را می طلبد کمکش کن ، خدایا ای تنها پناه بی پناهان ...
تنهایی هجوم اورده به لحظه هایمان ... او انسوی دنیا و من اینجا ...
اینجا در دل کویر ... کویر تنهایی را برای من به ارمغان می اورد همیشه فقط تنهایی و غربت . کویر خود تنهایی و غریبی را حس کرده ، مثل من ...
زندگی ، نه این زندگی نیست ، زنده بودن غریبه ی تنها
الهامی از کویر است ...
غریبه ی تنها این بار واقعا تنهاست و غریب .
می نویسم برای تو ، بخاطر تو ، با یاد تو ...
امان از نقطه چین هایی که غوغا می کنند این را مریم می گوید
و چه زیبا هم می گوید ...
باز هم این فاصله ها ناخواسته هجوم می اورند به افکارم...
در عمق نوشته هایم بنگری چیزی جز دوست داشتن نمی یابی ...
فاصله ها گم می شوند در این جمله ...
<< دوستت دارم تا ابد >>
می بینی ؟ فاصله ها این جا دیگر نیستند ، خود را می بازند .
می بینی وقتی از ته دل به تو می گویم دوستت دارم فاصله ها چقدر حقیر و کمرنگ می شوند ؟ واژه ها که دیگر هیچ ...
واژه ای همتای نامت رنگ حضور ندارد ...
این جمله ای بود از یادگاری که عزیزی برایم نوشت ، او برایم نوشت :
می خواستم به بلندای نامت شعری بگویم تمام قافیه ها حقیر شدند ...
واژه ای همتای نامت رنگ حضور ندارد ، بنام نامی عشق نامیدمت ،
جز تو قافیه ای برای عشق نیست ...
و من می گویم :
چه بسرایم از تو وقتی تو خودت تمام گفته ها و ناگفته هایی ...
چه واژه ای بگویم برایت وقتی تو خود معنی تمام واژه های زیبایی ...
چه بنامم تو را وقتی تو خود اول و اخر عشقی و بی تو عشق معنا ندارد ...
چه حرفی بگویم از تو وقتی تو تمام حرفهای دل منی ...
تو خود قلب منی ...
::: غریبه ی تنها M :::
حرفهای دل من فقط برای تو :
http://video.tinypic.com/player.php?v=61vq61c
نوشته شده توسط شیدا در شنبه 31 شهریور 1386 و ساعت 10:09 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 1 مهر 1386 و ساعت 09:09 ق.ظ