خسته شدم از این فاصله های بی انتها ... فاصله هایی که معنایشان دوریست ...
چرا باید سکوت کنم ؟ حرفی نزنم ؟ اما این فاصله ها همیشه همینگونه بوده اند ...
نه دل می شناسند و نه دوری ... نه دوست داشتن را باور دارند و نه عشق را ...
از زمان لیلی و مجنون فاصله ها هم بودند ... این فاصله های بی انصاف چه دوست داشتنها را که مبدل به جدایی نکردند ... در خیالم هم تو را جستجو کنم باز هم فاصله ها هستند که می ایند ...
خسته شدم از انتظار و شمردن دقایقی که پایانی ندارند ... ای کاش کمی فاصله ها به فکر دل ها باشند ... کاش کمی دوست داشتن را بفهمند ... اما افسوس ...
فاصله ها = جدایی
جدایی یعنی من بی تو و تو بی من
جدایی = مرگ
مرگ یک عاشق
غریبه ی تنها M
نوشته شده توسط شیدا در پنجشنبه 18 مرداد 1386 و ساعت 07:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -